تبليغاتX
رویا در حقیقت

رویا در حقیقت

سلام دوستان

احوالتون چه جوریاست؟دنیا خوش میگذره یا نه؟ منم خوبم شکر

ما رو نمیبینید که خوبین نه؟اما هیش طوری نیست.شما خوش باشید ما هم خوشیم

دوستون دارمممممممممممممم

موفق باشیدوووو شااااااااااااااااااااااااااااد

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
در پی یک شقایق

سهراب گفت: تا شقايق هست زندگي بايد کرد...
گفتم سالهاست در پي يک شقايقم... من شقایقی نمیبینم!
گفت: چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد!
.
.
.
چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد؟...!


دوستی پرسید چه جوری باید چشمامون رو بشوریم؟
جواب: ما باید در دیدن های خودمون  تجدید نظر کنیم و دیوار آموخته ها و شنیده ها و عادت ها رو فرو بشکنیم.
آندره ژید نویسنده ی فرانسوی میگه: "بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چه بدان مینگری"

دکتر علي شريعتي: "در دنيايي که همه به دنبال چشمان زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش "

درون زندگی همه ی ماها بدون شک شقایقی هست اگر چه کوچک. آخه خدا خودش به بندش فرموده از تو حرکت از من برکت. خدا خودش فرموده تو یه قدم به طرفم بیا تا من 10 قدم بسوی تو بیام. پس شقایق هرکس بسته به حرکت خود ما آدما داره و البته جنبمون. اگه جنبه و درک شقایق ها رو داشته باشیم، شقایقی هم هست و خدایی که در این نزدیکی ست.
فقط کافیه بُعد نگاهامون رو تغییر بدیم. کافیه یه جور دیگه به زندگی نگاه کنیم. کافیه فقط بدیها رو نبینیم. فقط نقص ها و کمبودها رو نبینیم.
کافیه به یاد بیاریم واسه چی بدنیا اومدیم. کافیه به یاد بیاریم که ما واسه آسایش دنیا نیومدیم واسه آزمایش اومدیم.
کافیه مفهوم زندگی رو خوب درک کنیم. اونوقت میفهمیم: " زندگی با همه وسعت خویش، محفل ساده غم خوردن نیست...زندگی خوردن و خوابیدن
نیست...اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست...زندگی جنبش و جاری شدن است، از تماشاگه آغاز حیاط تا به جایی که خدا میداند... "

یعنی نه آسایش مطلق و نه سختی مطلق. چرا که دنیا مطلق نیست. دنیا ناقصه. پس اگه بدنبال مطلقیم باید جای دیگه ای رو در نظر بگیریم.اما از همین جا باید شروع کرد. از همین پل دنیا باید عبور کرد با همه سختی ها و آسونی هاش تا به مطلق اصلی رسید! تا به بی نهایت رسید! تا به آسایش ابدی رسید...!
چشمها رو باید شست جور دیگر باید دید...

*زندگي پرماجراي سوفيا لورن، خود به يک فيلم‌نامه‌اي غريب‌شباهت دارد: او "بچه‌‌ي نامشروعي" بود که با مادرش، در يکي از محله‌هاي فقيرنشين ناپل زندگي مي‌کرد و امروز، جهان سينما به داشتن چنين ستاره‌اي افتخار مي‌کند!
نکته: گاهي وقتها ما در مواجهه با بحرانها، لازم است که در خودمان تغييراتي ايجاد کنيم. لازم است که طرز تفکر خودمان را تغيير دهيم. لازم است
نزد مشاور و روانشناس برويم. وقتي روي خودمان کار کنيم، کم کم آن بحران در ذهن ما رنگ مي بازد و به يک خاطره تبديل مي گردد. به خاطر داشته باشيد که بحران در يک لحظه يا در دوره اي خاص و موقتي اتفاق مي افتد. اين ذهن ماست که آن را کشدار كرده و در لحظات متمادي در خود زنده نگاه مي دارد.
اساسا ، خوشبختي فرزند نامشروع حماقت است. همه کساني که در جست و جوي خوشبخت بودن هستند بي خود تلاشي در بيرون از خويش نکنند اگر
بتوانند " نفهمند" مي توانند " خوشبخت " باشند. (علي شريعتي)

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
مصاحبه سایت هنر نو با شاهرخ استخری

شاهرخ استخری

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد و ۲۹ساله ای که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به

گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته..........جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم..............

بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)..............

از یک رزومه شروع کنیم:

-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و 5 تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند

رشته ی تحصیلی ت چیه؟

-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78

مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟

-هیچ ربطی نداره......تقریبا" سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم

از قبل علاقه داشتی؟

-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین

اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟

-اقای امینی یک شخصیه که واقعا" دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای  اولین بار معرفی شون کرده

اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟

-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی

چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟

-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا" نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب

اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟

-اتفاقا" رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد 400 و نتونستم چون نخواندم.............

از کدوم بازی که انجام دادی راضی تری؟

-فقط تلخون

دوتای دیگه چطور؟

-کار خوبی بودند اما من از بازی خودم راضی نبودم

سکوی پرتابتون کدوم یکی از این فیلم ها بود؟

-قطعا" تلخون

نظرت راجع به سریال های مناسبتی چیست؟

-سریال پریدخت من هم برای محرم بود اما سریال های ماه رمضان و عید برد بیشتری دارد و در حداقل حالت ممکن بالای 60 درصد بیننده داره و از لحاظ دیده شدن خیلی خوبه و اگر خوب باشی که خیلی بهتر

فیلم های مناسبتی امسال را چه طور دیدی؟

-احساس میکنم امسال خیلی قوی نبود

چرا توی سینما داریم یک روند رو به رشد رو ادامه میدهیم ولی این روند در تلویزیون رو به نزول؟

-نه فکر میکنم این یک اتفاق و ممکنه سال بعد سریال های قویتری ببینیم

چگونگی وارد شدنتون در سینما براتون مهمه؟

-اره یه چندتا نقش هم بهم پیشنهاد شد ولی سر کار بودم و نتونستم

خودتون کدوم سریال ماه رمضان امسال رو قوی تر دیدی؟

-شرایط تولید سریال ها خیلی متفاوت بود ما زمان زیادی داشتیم و از فروردین تا شهریور روی فیلم کار میکردیم و به خاطر همین ترجیح می دهم قضاوت نکنم

چی شد این کار بهتون پیشنهاد شد؟

-سر کار پریدخت اقای سید مهرداد ضیایی از اساتید تئاتر که حتی من با ایشون سکانس رو در رو هم نداشتم ایشون من رو به اقای نجاریان معرفی کردند و بعد هم شنیدم که اقای پیام دهکردی هم درباره ی من با اقای نجاریان صحبت کردند و اقای نحاریان هم خیلی پشت من ایستادند تا بالاخره اعتماد اقای برزیده ی سخت گیر رو جلب کردند

و من فکر میکنم خیلی هم خوب بازی کردی.........حالا به پارتی اعتقاد داری؟

-بله.....

پارتی میتواند بازیگر رو موفق کنه؟

-تجربه که نشون داده میتونه البته تا اسم موفقیت رو چی بذاری

خودت که پارتی نداشتی؟

-چرا من بزرگترین پارتیه دنیا رو دارم........خدا

رابطه ات با خدا خیلی قویه؟

-خیلی

مدیون کسی یا چیزی هستی؟

-مدیون خیلی هام  ولی در این عرصه مدیون اقای امینی هستم که در شرایطی که واقعا" نامید شده بودم به من اعتماد کردند

بازیگری رو به عنوان یک شغل میبینی؟

-اره چرا که نه

خیلی ها حتی خیلی از اساتید بر این باورند که سینما و بازیگری اصلا" تضمین شغلی ندارد؟

-درست میگویند اما من نمیتوانم شغل دیگری داشته باشم

تعریفت از سوپر استار چیه؟

-سوپر استار بازیگری که فروش رو تضمین میکنه

ایا در ایران سوپر استار داریم؟

-بله فقط محمدرضا گلزار

دستمزد بالای سوپر استارهایی چون محمدرضا گلزار  ایا حقشونه؟

-اره بیشتر از این هم حقشونه هرچقدر دلش می خواهد باید بگیره

چرا؟

-وقتی یک فیلم رو بازی کنه اون فیلم به خاطر همون سوپر استار حداقل 400 میلیون در تهران میفروشد

حالا اگر یک زمانی به امید خدا شما خودتون سوپر استار بشین برای بازی در فیلم دستمزد بالا طلب میکنید؟

-بله

یعنی اگر یک فیلم رو دوست نداشته باشید به خاطر دستمزد بالاش قبولش میکنید؟

-نمیخواهم این طوری باشه من همین الان هم یک تله فیلم بهم پیشنهاد شده با مبلغ خوب ولی قبول نکردم

سینمای تجاری رو می پسندی یا سینمای منتقد پسند؟

-دوست دارم هر دو دریک فیلم باشه

همچین فیلمی داریم؟

-فکر نمیکنم......نمیدونم....سگ کشی چقدر فروخت؟

نمیدونم اون زمان فکر نمیکنم زیاد فروخت:

-شوکران چقدر فروخت؟

اون هم فکر نکنم به میلیارد رسید.............فکر میکنم این اواخر دایره ی زنگی قابل قبول بود؟

-اره دایره زنگی خوب بود

خودت دوست داری در کدوم کار بازی کنی؟

-هر دو کار رو دوست دارم ولی نقشش هم مهمه

مهمترین عامل برای انتخاب کار چیست؟

-اول کارگردان بعد فیلمنامه به خاطر اینکه  من تلخون رو یادمه فیلمنامه کنار بود اصلا" و دیالوگ های من اصلا" دیالوگ های فیلم نامه نبود و اقای امینی من و ازاد گذاشته بودند که در مورد نقش کار کنم واقعا" اقای امینی یک بیوگرافی درباره ی شخصیت به من گفت و بقیه رو به عهده ی من گذاشت و بدترین کار اینه که بگن یک چیز رو حفظ کن و بگن بیا و این رو بگو

در کارهای بعدی چه طور؟

-در فیلم پریدخت که فیلمنامه اماده نبود و همونجا سر صحنه می نوشتند و به ما میدادند که ما اجرا کنیم با بازیگران دیگه و تجربه ی عجیبی بود برای من و در فیلم مثل هیچ کس فیلمنامه رو دادند و ما کامل خواندیم و من یادمه سکانس تولد نیلوفر بود که من به همراه خانم حنانه شهشهانی بازیگر مقابلم سکانس رو نوع دیگری تغییر دادیم تمرین کردیم و به اقای برزیده نشون دادیم و ایشون هم گفتند که به همین شکل اجرا میکنیم

پس این سبک رو بیشتر میپسندی که مشورت کنی در کار؟

-اصلا" اگه کارگردانی به من اعتماد بکنه من از جون مایه میذارم ساعت ها روی فیلمنامه کار میکنم

الان دغدغه ات سینماست یا تلویزیون؟

-دغدغه ام بازیگری اگر قدم ها رو خوب برداری در همه ی زمینه ها موفق میشی

چرا تلویزیون انقدر ترس داره که میگن اگه بیای تو تلویزیون انگار دم دستی شدی؟

-خودمم هنوز نمیدونم که چرا به یکی این طوری میگن ولی چون تلویزیون یک رسانه ی قدرتمند است نمیشه ازش غافل شد

برای خودت تئاتر و تلویزیون و سینما رو اولویت بندی نمیکنی؟

-اگه بخوای از کار بازیگری ت لذت ببری فقط تئاتر چون تئاتر اجرا کردم مزه اش زیر زبونم مونده

اخرین تئاتری که دیدی کی بود؟

-قبل از کار مثل هیچ کس یک سال قبل تئاتر کلبه ی عمو تم اقای بهروز غریب پور اما در حین کار چند نمایشنامه خوانی دیدم

چرا تئاتر انقدر مظلومه؟

-اولا" تبلیغات روش خیلی ضعیفه و سالن خیلی کم داریم و به دلیل تعدد کار مدت اجرا کار هم میاد پایین

در کار مثل هیچ کس انتخاب بازیگر بر عهده ی چه کسی بود؟

-به عهده ی اقای نجاریان برنامه ریز و دستیار اول کارگردان بود که خودشون هم در کارهای درخشان بازی کردند و کاندید هم بودند و ایشون بسیار بازی رو میفهمه و اگر هم کارگردانی کنه خیلی خوب این کار رو انجام میده

شاهرخ استخری مینویسه؟

-من مینویسم ولی هنوز اعتماد بنفس کافی رو ندارم من داستان کوتاه مینویسم و فیلمنامه کوتاه هم مینویسم ولی اگر بهم اعتماد کنند چون ما هم نسلی های خودمون رو بهتر میشناسیم میدونم که چی دوست دارند حداقل در دیالوگ های خودم بهم اعتماد کنند

اگر از نقشت در مثل هیچ کس راضی نبودی چرا بازی کردی؟

-خب یک سریال مناسبتی ای بود که خیلی دوست داشتم درش بازی کنم بعدش هم ادم در ابتدای کار فیلم هایی رو بازی میکنه که شاید دوست نداشته باشه و من در این سریال فقط دیده شدم

اگر الان با این شرایط و جایگاهی که داری بازهم همین نقش رو بهت پیشنهاد بدهند بازی نمیکنی؟

-نه قطعا" بازی نمیکنم

الان که دیگه اول کار نیستی؟

-چرا هنوز هم اول کار هستم تو سینما که اول اول کارم

کی به اون جایگاه میرسی؟

-نمیدونم میتونم مثال بزنم اقای فروتن رو که وقتی رسیدند به فیلم های مرسدس و قرمز و بعد شب یلدا اون شب یلدا اون جایگاه است

سراغ کارهای تبلیغاتی هم میری؟

-الان که فکر میکنم یکم به مشکل برخورده نمیدونم اگه یک برند خوبی باشه شاید

تفاوت کیفی سینمای ایران و هالیوود در چیست؟

-به عنوان مثال وقتی در یک فیلم ایرانی داریم یک صحنه ی خشونت رو استفاده میکنیم حتی اگر از یک فیلم خارجی که دیدیم تقلید کنیم و عین همون رو بسازیم خیلی بهتر از این چیزی میشه که خودمون میسازیم

چه نقشی رو دوست داری بازی کنی؟

-نقشم در تلخون رو خیلی دوست دارم یک ادمی که پر از عقده باشه و یک سری نقش ها هست که من الان اعتقاد دارم در توانم نیست بازی کنم ولی باید تا چند سال دیگه اون نقش رو بازی کنم چون اگر بازهم نتونم هیچ پیشرفتی نکردم و اصلا" فایده ندارد

توی این سه کار سه فیلم با یک ویژگی تلخ گونه ی اجتماعی بازی کردی.....فکر نمیکنی اگه بخوای ادامه بدی در همین سبک بمونی؟

-اخه حقیقت تلخه

البته من فکر میکنم نقش ها رو هم خیلی متفاوت بازی کردی

- تا اخر عمرم هم اگر فیلم تلخ بازی کنم سعی میکنم نقش ها رو متفاوت بازی کنم

کار طنز هم بازی میکنی؟

-دوست دارم ولی الان نه

طنازی رو بلدی؟

-همه ی ادم ها برای نزدیکانشان طنازی بلدند

سیمرغ بلورین؟

-به نظر من بالا ترین جایزه ی ایرانه و خیلی دوست دارم که بگیرمش اگر بگیری دلیل بر این نیست که خیلی خوبی و اگر نگیری  اینکه بد باشی نباید خیلی بزرگش کنم

هالیوود؟

-دوست دارم یک روزی اتفاقی بیفته که بازیگرهای بتوانند انجا هم کار کنند و موفق باشند مثل ورزش و فوتبال که از یک زمان دریچه برای حضور بازیکنان ایرانی در کشورهای اروپایی باز شد

داستان بازی کردن خانم فراهانی رو در فیلم هالیوودی شنیدین؟

-واقعا" عالی بود من خیلی خوشحال بودم وقتی شنیدم این اتفاق افتاده  چون گلشیفته فراهانی بهترین گزینه بود که میتونست با رفتنش دریچه رو برای بقیه باز کنه و من این رو واقعا" توی رویا میدیدم

شما کدوم رو می پسندید؟هالیوود یا ایران؟

-هر دوتا رو چون عاشق زبان فارسی هستم

سینمای ایران ابتذال داره؟

-این حرفها همیشه بوده و این تفکرات خیلی وحشتناکه و چیزیه  که همه جا هست و هنرمندان توی دیدترند و اغراق در موردشون بیشتره

از روی کسی هم مینویسی و الگو برداری میکنی؟

-تا به حال سعی کردم تمام بازیهای درخشان تاریخ سینما رو ببینم و تمرین کنم

دوست داری شاهرخ استخری رو مقایسه کنند؟

-نه

نمیخواهی نقش هات رو با صداهای مختلف بازی کنی؟

-این یک کار فوق العاده سخته که بخوای 5 ماه با صدای دیگری یک فیلم رو بازی کنی ولی دوست دارم و به نظرم خانم مریل استریپ بانوی هزار لهجه یک فوق ستاره است که میتونست هر نقش رو با یک صدا و لهجه بازی کنه

نظرت درمورد اسامی زیر:

بهروز وثوقی:تکرار نشده

علیرضا امینی:واقعا" بهش مدیونم خیلی دوسش دارم و در بازی گرفتن استادن

سیاوش خیرابی:اولین هم نسلی ای باهاش کار کردم و پارتنر خوب و مستعد من در تلخون

محمد رحمانیان:از قطب های نویسندگی و کارگردانی تئاتر در ایران

شاهرخ استخری:از خدا میخوام یک جایگاه محبوب نزد مردم و اهالی سینما بهش بده

حرف اخر؟

-مرسی از اینکه حرف ها و درد دلهای ما رو شنیدید امیدوارم به کسی توهین نکرده باشم برام دعا کنید

منبع:هنر نو

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید!

ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
عکس از سیاوش خیرابی

 

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی

منبع:http://www.shahrukh-estakhry.blogfa.com/

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
گلشیفته فراهانی در جشنواره برلین
 


عکس های خوشگل از گلشیفته فراهانی


 بیوگرافی عکسها و جشنواره برلین در ادامه ...

ادامه مطلب
+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
عکسهای خیلی جالب از دانیال عبادی

دانیال عبادی

در ادامه حالشو ببرین

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
نفس عمیــــــــــــــــــــــــــــــق!
امروز برای چندمین بار سعی کردم واسه یکبار هم که شده از ته دلم یه نفس عمیق بکشم.اما انگار دوباره مانع های همیشگی مثل سد راه گلومو بستنو نذاشتن این کار به انجام بکشه.مثل همیشه...
حالا این موانع چین از کجا اومدن خودم هم گاهی میمونم!

از مرور خاطرات همیشه هراس داشتم چون چیزای خوبی یادم نمیاد.تا بوده همیشه زندگیم با حوادث نه چندان خوبی همراه بوده. شاید اونقدر زیاد که اگه گه گاهی یه اتفاق خوب هم واسم رخ بده و بشه خاطره، اون خاطرات بد مثل ابرای پاییزی جلوشو میگیرن و نمیذارن خودشو نشون بده و لبخندی حاصل از رضایت عمر چند سالم بر لبانم نقش ببنده...

هـــــــــــی چه دنیای خسیسیه. تا میایم عادت کنیم به چیزی یا کسی که وجودش واسمون لازمه و بهمون آرامش و امید میده ازمون میگیره.

چند روزه که باز یاد خاطره ی تلخ بهمن ماه سال گذشته م میفتم و اون موقع دیگه نه رویایی میشناسم و نه حقیقتی.
نه چرا راستی تا بوده یک حقیقت تلخ رو به یاد داشتم و واسم شناخته شدست...مرگ! شاید از چشم دیگران پایان همه چیز باشه اما از دید من آغازه. یک
تولده. تولدی دوباره...تلخه و چون تلخه حقیقته! چرا که حقیقت تلخه.
اما حقیقت تلخه واسه اونایی که ازش گریزونن اگه خواهانش باشی و چشم به راهش اون موقعست که دیگه تلخی وجود نداره.میشه شیرین! به شیرینیه یک
رویا!
...

دلم گرفته نمیدونم چرا مثه اینکه باز قاطی کردم.خدایا...

 

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
مرا دریاب
و اما تو ای آغاز همه هستی و ای کسی که وجودت مطلقست. وجودی که هیچ چیز و هیچ کسی نمیتواند آنرا از ما دریغ کند مگر آنکه خود خواهان آن باشی... مرا دریاب! دریاب ای بهترین که من تنها و غریبم و اگر با من بمانی تنهایی معنایی در ذهن خسته ی من ندارد.

کمکم کن! کمکم کن تا آن باشم که تو خواهی. من عاشق توام و به امید وصلت تمام شب را با آن سیاهی طی میکنم تا سپیده سر زند و آنگاه از روز با آن روشنی که از عظمت خورشید تو دارد میگذرم تا قریب تو شوم.
 اما اندکی صبر کن! تو نزدیکی... تو را حس میکنم! آری تو را با بند بند وجودم حس میکنم! تو از هر چیز و هر کسی به من نزدیک تری! کافیست چشمانم
را ببندم و با چشم دل بنگرم.آری دل چرا که عاشق را با چشم ظاهر کاری نیست...
آری تو قریبی.قریب بنده ات. این بر ماست که باید سوی تو درآئیم تا خدایی شویم!

و اما یاد توست که مرا آرامش میبخشد و امید زندگانی میدهد و نفسی به عمیقی عمیق ترین دریاها و حتی بیشتر...
ای مهربان ترینم به فریادمان برس. چرا که جز تو فریاد رسی نمیبینم...

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
چطورین یا بهترین؟
سلاااااااااااااااام سلااااااااام
یه سلام گرم و پاییزی به دوستان گل و جیگر خودم
احوالتون چه جوریاست؟خوبید یا بهترید؟ دماغا که چاغه؟
منم خوبم یعنی راستش بخواید تا چند ساعت پیش خیلی بهم ریخته بودم،اما الان توپ توپم. شکر

 مثل همیشه میگم موفق باشید و شااااااااااااااد

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
زندگیم ... ؟
 آره زندگيمو باختم توي غربت کلبه ساختم
    خسته و بي کس و تنها با بديها دنيا ساختم
       آره قلب من شکسته ، دل به اين دنيا نبسته
          اي خدا خودت گواهي ، دل من دل به تو بسته
             آره از دنيا بريدم ،گاهي از دلم کشيدم
                که چرا مثه يه قطره از رو برگ غم چکيدم
                   آسمون پر از ستارست، هر کسي ستاره داره
                       ولي حيف ستاره ي من، بي فروغ جون نداره
                           توي اون شباي تلخم، گريه شد مرحم دردم
                              اي فلک اي چرخ بي رحم،من نمردم از استوارم

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
دور همی!
دوستان گلم سلاااااااااااااااام
حالتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوبید؟خوشید؟سلامتید؟دماغتون چاقه؟

این عکس رو تقدیم میکنم به تمام دوستای گلم که شما باشین ...  

 

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |

 هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد... 

         

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |

 بی آنکه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
هیچ کس تنها نیست؟

میخواهم از عمق تنهایی هایم بنویسم...از بی وفایی دوستانی که دم از وفا و پیمان میزدند و شکستند...آری شکستند آنچه که لایق شکستن نبود...
و چرا و چرا بستند آن چه را که پسش گسستند؟ مگر نه این است که دوستی ارزشی والا دارد؟ پس چرا حرمت نمی دارند؟ چرا؟
من از تنها بودن گله مند نیستم چرا که همدمی بس مهربان تر از مخلوقات دنی دارم. من از تنها شدن گله دارم و این دو با هم تفاوتی بسیار دارند. زیرا کسی که از عزل تنهاست، تنهاست. لیک کسی تنها میشود که دوستی سوی او آید و با او عهد ماندن بندد و پس آن بشکند...
و تنها شوم من در اوج غم و بی وفایی دوست... دوستی که لایق واژه ی دوستی نیست...
براستی که یار حقیقی همان ست که هست. زیرا تنها اوست که جاوید و ماندنی ست و نمیشکند عهدی را که با او بندی و دلی را که سوزان او قرار میدهی و تنها نمیگذارد کسی را که در دلش عشق اوست.
 پس براستی تنهاست آن کس که دل به یار مجازی میبندد... و چه پست است کسی که دم از تنهایی بزند در حالیکه یاری با آغوش گرم در مشتاق اوست... یاری که تنها نمیگذارد لیک تنهاست و یکتاست و قابل ستایش.
معبودا دوستت دارم چرا که دوست میداری بنده ی حقیرت را. دوستت دارم چرا که با منی در تمام لحظه ها و ثانیه های عمرم...
معبودا بسیار خرسندم زیرا کسی چو تو دارم که میتوانم از عمق جان دوستش بدارم...
پس مرا به حال خود لحظه ای وا مگذار. دور بدار از یاران مجازی که از عهد بستن تنها شکستن آموخته اند.
و من هرگز تنها نیستم تا زمانی که به تو ایمان دارم و تو مرا لایق بندگی میدانی.
دوستت دارم ای کسی که تمام هستی و وجودم از آن اوست...

 Roya / 1387.11.28

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
با من بمان...

فارغ از بود و نبود زیر این چرخ کبود زیر این سقف بلند به نام حضرت عشق من. گرم محبت تو دل تو گرم امید رخ تو محمل شرم چشم من چشم تمنا من و تو دیده به هم دوخته بودیم آن روز فارغ از همهمه ی وحشی شهر صبورانه تو را در خلوت شب هایم فریاد زدم من حضور هستی ام را در چشمانت دیدم تا سرود عشقمان را با عشق بسازیم و سوختم و... ساختم  با من بمان...

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |
احوال شما؟

مي نويسم از تو، از تو اي پاك ترين ، تازه ترين نغمه ي عشق تو كه سر سبز ترين منظره اي ، تو كه سرشار ترين عاطفه را ، نزد تو پيدا كردم وتو كه سنگ صبورم هستي ؛ در تمام لحظاتي كه خدا شاهد اندوهم هست به تو مي انديشم و به تو مي بالم و از تو مي گيرم ، هر چه انگيزه درونم دارم روزها مي گذرد ، عشق ما رو به خدايي شدن است رو به برتر شدن از هر حسي ، كه در اين عالم خاكي پيداست دوستت مي داشتم از همين نقطه ي خاكي تا عرش دوستت مي داشتم از زمين تا به خدا "خيلي دوستت مي داشتم"

 

+نوشته شده در ساعتتوسط رویا |